سلاااااااااااااااااااااااام

ما بالاخره اومدیم!!178017_snoozer_05.gif مامان یه نگاه به تقویم کرد و دید ای دل غافل همین روز ها آبان تموم میشه و ما این ماه رو تو آرشیو وبلاگمون از دست میدیم!!آخ اینه که دیگه تنبلی رو کنار گذاشت و اومد وبلاگ رو آپ کنه.470017_sweatdrop.gif

فکر نکنین مامانم وبلاگ رو یادش رفته هااااااااااا!! نه! فقط این روزا یه سرگرمی جدید پیدا کرده!! حاضر نیست قبول کنه که از پسش بر نمیاد و دو دستی چسبیده بهش!! 703419_teehee.gifانشاالله در چند روز آینده عکس سرگرمیش رو میذاریم ببینین!چشمک

و اما آوش کولوچه در چه حاله!!18672_bandari.gif

یعنی شدم یه گوله آتیش! همین جور خرابی به بار میارم و تازه اصلا هیچ صدایی ازم شنیده نمیشه یعنی آرووووووم جوری که کمترین نظر رو جلب میکنم شیطونی میکنم! واسه همین مامان جرات نداره بگه بچم شیطونه! چون همه بهش میگن وااااااااااااااا بچه به این آرومی چطور دلت میاد!! 106519_swear1.gif واسه همین مامان و بابا دم نمیزنن دیگه چیکار کنن بیچاره ها! 19482_eva.gif

یه مدت پیش صبح که از خواب پا شدم دو تا دونه قرمز توی صورتم بود که مامان فکر کرد پشه زده صورتم رو کلی غر غر کرد که پشه ها تو این سرما هم دست بردار نیستند 263519_shakinghead.gifبعد تا ظهر دید که ای وای دوتا دونه دیگه اضافه شده!  و کمی ترسید بعد من خوابیدم و بعد از ظهر که بیدار شدم دید ای وایییییییییییییییییییی کل صورتم رو دونه های بزرگ قرمز پر کرده به دست و پام هم دونه زده بود و بدنم و صورتم ورم کرده بود!! 464919_blue.gifاصلا یه قیافه دیگه شده بودم! با کلی ترس و لرز منو بردند دکتر464919_blue.gif که دکی جون گفت مشکلی نیست فقط یه حساسیته و با شربت هیدروکسی زین حل میشه

مامان به آقای دکتر گفت که من یه هفته ای هست شب ها خیلی خیلی بی تابم و اصلا خواب ندارم دکتر بعد از معاینه دهنم گفت این بچه داره همزمان 8 تا دندون در میاره!!!تعجب و واسه همین انقدر بیقراره!

آره دیگه گفتیم حالا که دستمون تو آب و گله یه هو از فکر این دندونا بیایم بیرون6322_bi_dandon.gif الان چند تاییش در اومده دندونام ولی اصلا به مامان اجازه نمیدم تو دهنم رو بررسی کنه و ببینه الان چند تا دندون دارم! 236313_265.gif

این عکس همون روزه که دون دون شده بودم البته توی عکس خیلی کمتر معلومه که به چه روزی افتاده بودم!!آخ

 

 

راستییییییییییییییییییییی عبادت ها و عزاداریهاتون قبول حق.خجالت ما رو که توی دعاهاتون فراموش نکردین؟؟قلب

روز تاسوعا مامان و بابا به همراه من و آویسا راهی مراسم عزاداری شدیم ولی بیچاره مامان و بابا مدام دستشون به ما دوتا بند بود و هیچی متوجه نشدند از عزاداریآخ واسه همین بابامون اولتیماتوم داد که روز عاشورا یا اصلا نمیریم عزاداری یا آوش رو نباید ببریم!!50905_beee.gif مامانمون هم که از خودگذشته77362_(sorati).gif نشست تو خونه مامانجون و من و آویسا رو نگه داشت تا حد اقل بابایی یه عزاداری بکنه!

اینم چند تا عکس از آوش سیاهپوش

چقدرم که غم و غصه تو صورتمه!!81872_ghayem.gif

 

 

 

اینجا دارم سینه میزنم!! دقیقا روی شکمم میزنم دست هامو برای سینه زدن!!زبان

 

 


جدیدا به بابایی میگم باباجی!! گاهی هم میگم بابوجی! انقدر بامزه تلفظ میکنم که هر شنونده ای ذوق زده میشه!16069_give_heart.gif وسط شیطونی هام که بابا اخم میکنه هی میگم باباجی بابوجی تا بابایی بخنده و من بتونم شیطنتم رو ادامه بدم!شیطان

 اینجا هم جاییه که جدیدا میشینم!! هر چقدر مامان منو میذاره پایین میگه می افتیآخ دوباره میرم رو دسته مبل میشینم

 


 

بعضی وقت ها هم برای چند لحظه اینجوری میشینم و محو تلوزیون میشم 19482_eva.gif

 

 

هنوز هم به شبکه pmc علاقه دارم و کنترل رو میذارم توی دست مامان و میگم نای نای! و اگه آهنگ شاد باشه میپرم وسط به قر دادن! 59292_(5).gif

تو این عکس وسط عروسک های آدا نشستم. ببینین چه مظلوم و مودب نشستم!از خود راضی

 

 

بدون شرح ماچ

 

 

اینم یه عکس جدیده جدید از دیشب قبل از رفتن خونه دایی مهدیقلب

 

 

و اینم حسن ختام قلب

 

 

پرشین گیر داده نمیذاره کامنت ها رو جواب بدمکلافه ببخشید دوست جوناخجالت

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ توسط ماماتِمه | نظرات ()
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه